حسن مرسلوند

279

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

وسيلهء همين اقدامات بود كه توانستم خراسان را نجات بدهم . اولين كسى كه در مشهد روضه گذاشت من بودم . در آن وقت نايب‌التوليهء خراسان وعدهء ديگرى خواهش كردند كه از اين كار خوددارى كنم ، ولى به حرف آنها كه ناشى از ترسشان بود ، اعتنايى ننمودم و در مدرسهء سليمان خان روضه‌اى تشكيل دادم و خلق خدا هم از آن اقبال نموده و سيل جمعيت به سمت مدرسه جارى شد . . . » علاوه بر فعاليتهاى سياسى ، فعاليتهاى علمى هم داشت . بر كتاب كفايهء پدر ، حاشيه نوشت و در مسجد گوهرشاد و يا در منزل خود براى جمعى از طلاب تدريس مىكرد . در منزلش تا واپسين روز عمر به روى مردم خراسان باز بود . در سراسر عمر مورد توجه و احترام رجال و بزرگان ايران بود . در نامه‌اى كه دكتر محمّد مصدق پيشواى نهضت ملى ايران در تاريخ 15 / 4 / 1330 به او نوشته چنين مىخوانيم : « . . . از احوالپرسى و اظهار لطفى كه به وسيلهء جناب آقاى امير تيمور وزير كار فرموده بوديد ، نهايت امتنان حاصل گرديد . خدمات پرارزش مرحوم آيت‌الله آخوند خراسانى و آن خاندان جليل به مشروطيت ايران همواره مورد احترام و تقدير عموم بوده است و از اينكه جناب‌عالى نيز همواره با كمال علاقه و خلوص ، مرجع هدايت و ارشاد و مورد استفاضهء مسلمين بوده و با نيت خير در اشاعهء صلاح و تقواى اجتماعى بذل مجاهدت مىفرماييد مورد تقديس است . ايام سعادت مستدام باد دكتر محمّد مصدق » آيت‌الله حاج ميرزا احمد كفايى در ششم دىماه سال 1350 خورشيدى برابر با 7 ذىقعدهء 1391 قمرى در مشهد درگذشت و جنازه‌اش را با شكوه فراوان تشييع كردند و در رواق حرم امام رضا ( ع ) به خاك سپردند . مردم خراسان از مرگ او متأثر شدند و شعراى آن ديار در سوگش اشعارى سرودند . در قسمتى از سوگنامهء سروده شده توسط ذبيح الله صاحب كار چنين آمده است : اى هم نفسان آيت رحمت ز جهان رفت * ماتم به ميان آمد و شادى ز ميان رفت